دهرآشوب

متن مرتبط با «مخاطرة» در سایت دهرآشوب نوشته شده است

مخاطره

  • نیلوبلاگ

    دي در سراچه ي برزخ و در سكون حيّّ جسم، جانم ساره وار در تكاپو به سر مي برد. چشمه ي سعي اي از بر انديشه ي باران زده ام مي جست. نگاهي جز به مخاطره ي تتالي تمثلات نداشت. همه چيز شب بود. نه شبي در شهر بلكه شب پاييزي روستايي كه همه چيز در آن از قرب دَم مي كشد. به اين حال افتادم كه چرا آدمي در پي مأمن امني است براي ثبات؟. جانم پاسخ گفت : چرا كه سيلان، مخاطره اي است جانكاه كه دل شير مي خواهد و هر كه را اين مخاطره نسزد كه هيچ جايي براي قرار نباشد و تو هنوز در حركت باشي و سير xa0و چه آسان تر از ثبات... ....

    ادامه مطلب