مطلبي در يك كتاب كلامي خواندم از شيعه. كلامي از اين جهت كه در دفاع از دين بر آمده اند و گفتاري نقلي دارند تا استدلال.
در آنجا نكته اي ديدم كه تا به حال نشنيده بودم و آن اين نكته بود كه: "سين" در علم حروف شناسي به زبان عربي معتدل ترين حرف است و حرفي كه گفتار و نوشتارش زائدي ندارد. چيزي از اين نفهميدم. كه معتدل ترين حرف يعني چه؟
ياد ميرداماد افتادم كه هيچ چيزي از او و فلسفه اش جز اينكه نام كتبش را بدانم، نميدانم.ياد روزي كه سال گذشته تابستان، كتابخانه رفته بود.كتابي از ميرداماد ديدم كه علم حرف شناسي بود و حروف ابجد داني و علم اعداد. در آنجا ميرداماد از حروف مي گفت و از حرف تا كلمه و اعداد پيش مي رفت.همين.
"سين" در جمله ي "ياسين" در خطاب به پيامبر خاتم آورده شده است. يا حرف ندا است. و سين اسم ندا.خطيب در آن مقام بر آمده بود كه پيامبر در سيرت و صورت فردي معتدل بود! با خود گفتم اين را كه مي دانستم. باز بگو بيشتر بگو تا بدانم يعني چه.اما چيزي بيش از اين نگفته بود. به ذهنم فشار آوردم تا بچرخم و ببينم در ميان دوستان و آشناين كسي زبان عرب آن هم علم حروف شناسي مي داند، نه كسي نبود.
دوهفته اي گذشت تا پاسخ را تاحدي گرفتم. وقتي به ديدار يكي از اساتيد رفته بود. بحثي در باره ي مقاله ي به چاپ رسيده از ايشان در باره ي توحيد اطلاقي داشتيم كه توحيد اطلاقي بالاتر است از توحيد تشكيكي.
اين نكته افكارم را دچار خود خوري چند هفته اي كرده بود در اين هفته، ايشان گفتند ما حرفمان حركت در جوهر داشت و به نظر با توجه به همان قوس نزول و صعود، توحيد تشكيكي مقامي برتر دارد.
گفت: به پياميري چون آدم تا كثرت را نشان دادند پريد از ذوق اين كثرت در كثرت ولي پيامبري چوت محمد و ابراهيم و موسا و عيسا و نوح را از اين جهت اولي العزم خوانند كه هم كثرت را ديده اند و در آن غرق نشده اند و هم وحدت را ديده اند و در آن گم نگشته اند. همچون گل نيلوفر به قول هنديان، كه روي آب است نه كاملا در آب و نه بيگانه از آب. از اين جهت واجد عزمي اولي بوده اند كه ديگران از آن عاجز اند هر چند راه باز است.
ياد "سين" برايم زنده شد.
اعتدال سين در پيامبر يعني اين.
دهرآشوب...
ما را در سایت دهرآشوب دنبال میکنید
برچسب: سينما تيكت,سينما ليك,سينما فور اب,سينما كوروش,سينما فرهنگ,سينما آزادي,سينابون,سينما,سينما العرب,سينما پرديس ملت, نویسنده: بازدید: 84