فراروی

خرید بک لینک

گذر میکردم از پیچ با ماشینی که تازه خریده بود، سفید رنگ و گران. برفی می زد به صورت اش.

از اولین پیچ که گذشتم، نوشته شده بود« دنیا همچون خوابی است که هرکس آن را باور کند، پشیمان می شود».

نتوانستم کامل بخوانمش مجددا دور زدم و برگشتم تا کامل شود. کامل شد.

با خودم گفتم:انسان که نمی تواند همواره بیدار بماند.خواب او را می رباید چه آگاهانه و چه نه غیر آن. خواب اش میگیرد.حتی اگر هم بیدارشود، چه پشیمان شدنی؟

خواب بوده است و بر خواب رفته حرجی نیست.

چطور می شود درک کنی که در حال زیست هستی ولی باورش نکنی؟که اگر کنی عقوبت ندامت برتو روان می شود.

آیا در هنگامه ی خواب می توان به بیداری اندیشید؟

چرا همواره به هرکجا که می روی فراتر از آن وجود دارد؟

رهایی از این فراروی ها، لذت بخش است یا الم ناک؟

چرا باید فرا رفت؟

چرا میپرسم؟

باید زیست و فهمید چراها را وچیزی فراتر از آن را.

همین.

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 20:24 توسط راحله ابراهیمی |
دهرآشوب...

ما را در سایت دهرآشوب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 16:38

صفحه بندی