يك سال پيش از امروز، پنج بهمن مي گذرد.
در خداپويي امروز همه قوه به دست در گردش بودند.
آيا او خودش اين همه قيل و قال كردني ست؟
يكي گفت بايد به دنبال حداقلي در او بود چرا نيست در اينجا؟
يكي ديگر مي گفت بايد او را زيست كرد تجربه ي وجودي ولي گريزان بود از تجربه ي زيست خدا.
يكي او را باغبان خواند و دیگری كارگر و ديگري دور و ديگري نزديك.
بگذريم از اين ها.
امروز یعنی يكسال گذشت از روز دفاعم. مقاله اي به ثمر نشست. چيزي مرا متعجب مي كرد و آن اهتمام من به سكوت بود و تعمدا میلم سكوت مي خوردم.
ديگر اراجيف هيچ تازه به دوران رسيده اي مرا از كوره بدر نمي كرد مثل سال گذشته. من تغيير كرده ام. لحنم آرام تر شده. صبوري نگاهم بيشتر و فكرم پخته تر و اصول برايم واضح تر شده اند و تلخ ها برايم بيان.
كاري در پيشم روييده است.
ما را در سایت دهرآشوب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 96