این چرخه ادامه دارد. "چرخه ی تبعید" هیچ شدن ها و خواب ها، حوادث و بیداری ها و ربط ها.تو تبعید می شوی و دور می شوی از آنچه بودی اما با همین هیچ شدن ها، هستی نو و جدیدی می یابی و لباس های نویی به تنت می کنند. لباس هایی که شاید از آنها کراهت داشته باشی یا تنگ ات باشند و یا گشادت.
سوال می کنی چه موقعه و چه زمانی این حوادث بر تو رو می آورند؟
لبخند بزن!
"به ناگاه و یکباره".
این حوادث را نباید از خود دور پنداشت شاید همین نزدیکی باشند. تو آنها را از دور که ببینی، لذت می بری و می گویی چه زیباست!
نزدیکتر بیاید ای کاش.می شنود و نزدیک تر می آید اما با نزدیکی او دیگر تو نخواهی ماند.
تو با درد تمام، هیچ می شوی.
دهرآشوب...ما را در سایت دهرآشوب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 121