من کلاهم را خواهم بافت تا روزی بکشم تا نیمه های صورت
و تا در انتهای یک روزی به قصد عشق بردارم اش برای یکی
تا روزی شاید
نمیدونم
شاید از سرم بکشم بیرون و پر تاب اش کنم به دور ها
و پا برهنه بدوم
دورتا دور راه را
همچون دایره ای که خود را می گردد
می دانی دایره ها مدعی اند
مدعی کمال!
می دانی غم نا پیوستگی خطوط موازی مدت هاست که شکسته است
به نجابت دایره ها
هیچ سر و شکلی را به حد خود نمی دانند
من راز را کشف کردم
“دایره خود”
عجب گردش بی انتهایی
دهرآشوب...ما را در سایت دهرآشوب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 41