بساطت پول

خرید بک لینک

در فلسفه اسلامی با ظهور ملاصدرا که قصد اش در فلسفه اش به میان آوردن واقع به همه جا است به قاعده ای بر می خوریم بنام بسیط الحقیقه. اینکه چی هست این بسیط الحقیقه فهمش چندان سخت نیست برخلاف ظاهر سختش.اگر فقط به این جمله فکر کنیم «یک چیزی هست که همه چیزه و نه حدی داره و نه مرزی با همه چیز هم هست»، معنای بسیط الحقیقه پیدا میشه حتا اگر پیدا نشه همچنان هست و پا برجاست.

در این دنیا که عالم محسوس و مادی است رد بسیط الحقیقه را میشه در پول زد! پول ماهیتی این چنینی دارد امری است که در هر جایی خودش رو حفظ کرده چون خودی نداره و مثل آب که در هر ظرفی بریزی شکل همان ظرف را به خود می گیرد.در فروشگاه، در خانه، بیمارستان و... همه به رسمیت می شناسنش و ای بسا که حیات و ممات را در این عالم جز با پول نشناس!

اگر این پول ، رنگی یا هویتی به خود بگیرد به مراتب از ارزش آن کاسته میشود.تصور کن پول بدهی و چیزی بخری.با خریدت آن بساطت در پول قیدی می خورد و در بند کشیده می شود و شی می شود؛ طوری که اگر بخواهی آن را بفروشی تا تبدیل به پول اش کنی نمی توانی مگر به پرداخت غرامت!

علت ارزش پول در این دنیای مادی بی آنکه بدانیم و آگاه باشیم به غیر ماده وصل شده است.این غیر ماده چیست؟ همین بعد معنا و علت یابی. همین بی قیدی و اطلاق.

جالب است این وجود بی قیدی و گریزان که خود می شود معیار هر ارزش حتا در ماده و مادیات. یعنی هر چه بی قید تر باشی و بی حد تر یا به قول منطقیون بی تعریف تر، به مراتب ارزشمند تری!

بنظر می رسد همین چرک کف دست از برخی از ما آدمیان با شکوه تر می زید و بهتر دریافته فلسفه ی وجودی خویش را.

زبانم رو به لکنت می رود و بیش از این در نوشتن عقده نمی گشاید.

دهرآشوب...

ما را در سایت دهرآشوب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: پنجشنبه 26 ارديبهشت 1398 ساعت: 6:44

صفحه بندی