دو سال پیش یکی از دوستانم را در مراسم ازدواج یکی دیگر از دوستانم دیدم که به تازگی در کارشناسی ارشد دانشگاه اصفهان قبول شده بود. باهم گپ وگفت کردم.گفت فکر اش در گیر موضوع پایان نامه ست و نمی دونه باید چه موضوعی رو انتخاب کنه. بهش گفتم برو موضوع داستان های فلسفی کار کن. گفت: داستان های فلسفی؟!گفتم اره، اگر من دفاع نکرده بودم حتما همین رو کار می کردم. گفت مثلا چه کتابهایی؟ گفتم روی داستان حی بن یقضان! حی بن یقضان رو خوانده بودم و در حاشیه کتاب نکات رو یادداشت کرده بودم.
دو سال گذشت.بیخبر بودم ازش تا اینکه یک روز تماس گرفت تشکر کرد که موضوعش رو با دردسر قبول کردند و در دفاع نمره بیست گرفت. تبریک گفتم و خوش بحالش.
یاد دفاع خودم افتادم و نمره ام...
دهرآشوب...ما را در سایت دهرآشوب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 50